سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

خاله بشیم رفت

1393/1/20 11:00
نویسنده : موژان
239 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز ترینم من تا 7 عید برات نوشتم 8 عید بود که با هم خونه مونده بودیم و اون روز کلی خونه رو تر تمیز کردیم و قرار شده بود که کارای بابایی تموم بشه و 9 با هم بریم مسافرت. بین دو جا من و بابایی با هم فکر کرده بودیم که بریم و تا بابایی از در اومد من که خیلی ذوق زده بودم گفتم بریم .. کی راه می‌یفتیم و... بابایی منو بغل کرد و گفت فعلا باید جای دیگه‌ای بریم. من که تعجب کرده بودم گفتم: کجا؟؟ گفت خونه خالت.....

من تا آخرشو خوندم. خالم... خاله جونم... آخ

روز اول عید آخرین باری بود که خاله بشی منو دیدیم براش کیک گرفتیم و مثل همیشه تولدش رو گرفتیم. همه اون روز جمع بودیم کنارش. اون روز خیلی ساکت بود . چند بار بهش گفتم خاله جون قربونت برم خوبیییی؟؟ خاله جونم چند وقت بود که مریض بود. من عاشقش بودم. یادم میاد بچگیام خونشون بهترین جای دنیا بود برام . عاشق باغچه پر گلش بودم که اجازه می‌داد من آبش بدمو به هوای اون کلی آب بازی و شیطونی کنم. همیشه موهامو برام می‌بافت . بافت‌های خوشگلی که خودش بلد بود و توی مدرسه همه دخترا بهم حسودیشون می‌شد که اینقدر موهام قشنگ شده. شبا برام کتابای خیلی خوبی می‌خوند و کلا اونم عاشقم بود. می‌گن خاله بوی مادر و می‌ده. وقتایی که مامانم ماموریت می‌رفت همیشه مامان بزرگم من و می‌برد خونه خاله تا حال و هوام عوض بشه.  باورم نمیشه که دیگه نمی بینمشون. مامان جونم (مادر بزرگم) آقاجونم(پدر بزرگم) و الانم خاله بشی جونم...

عزیز گل من می‌دونم تلخ برات نوشتم . می‌خواستم بدونی که زندگی همین طورههه کسانی که عاشقشونی یک روزی می‌رسه که دیگه نیستن این رسم این زمونست. باد تا هستن قدر شونو دونست و باهاشون بود ...

عاشقتم گلم داغ نبینی و همیشه سلامت زیر سایه مهربون پروردگار دو عالم محفوظ باشی عشق من

آخرین عکس سام و خاله بشی من - اول فروردین 1393

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامانی باران
23 فروردین 93 17:09
دوست گلم خیلی از خدا برات صبر و آرامش میخوام، روحشان قرین رحمت باد... وقتی خوندم که توی چه حال و هوایی بودی و این خبر دردناک رو شنیدی بغضم گرفت قشنگم، از ته دل آرزو میکنم زین پس فقط شادی ببینی و جای تموم سفرهایی که رنگ غم گرفت و سفر نشد دوبله بری سفر جاهای خوش آب و هوا و خوش منظره و همیشه هم شاد و خوشحال و سلامت باشی
موژان
پاسخ
ممنونم دوست قشنگ و مهربونم . دوستت دارم مهربون. برات بهترین ها رو می‌خوام . انشاالله شادی باشه برات همیشه
زهرا
24 فروردین 93 1:00
موژن عزیزم باز هم این غم بزرگ رو بهت تسلیت میگم و از خدا میخوام روحشون رو قرین آرامش ، وجودشون رو هم نشین خوبان عالم کنه و ب شما و خانواده محترمتون صبر عطا کنه... آمین
موژان
پاسخ
ممنونم از دعای قشنگ و خوبت زهرای عزیزم . محبت داری مهربونم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد